Read Labirin Impian by Jorge Luis Borges Free Online


Ebook Labirin Impian by Jorge Luis Borges read! Book Title: Labirin Impian
The author of the book: Jorge Luis Borges
ISBN: No data
ISBN 13: No data
Edition: LKiS
Date of issue: January 1999
Language: English
Format files: PDF
The size of the: 32.47 MB
City - Country: No data
Loaded: 1683 times
Reader ratings: 3.1

Read full description of the books:



441. Labyrinths, Jorge Luis Borges
Labyrinths (1962) is a collection of short stories and essays by Jorge Luis Borges.
It includes "Tlön, Uqbar, Orbis Tertius", "The Garden of Forking Paths", and "The Library of Babel", three of Borges' most famous stories. Many of the stories are from the collections Ficciones (1944) and El Aleph (1949).
هزارتوهای بورخس - خورخه لوئیس بورخس (کتاب زمان) ادبیات؛ تاریخ نخستین خوانش: سال 2006 میلادی
عنوان: هزارتوهای بورخس؛ نویسنده: خورخه لوئیس بورخس؛ مترجم: احمد میرعلایی؛ تهران، کتاب زمان، 1356، در 259 ص؛ چاپ دیگر: سوئد، افسانه، 1369؛ چاپ دیگر: تهران، کتاب زمان، 1380، در 296 ص؛ شابک: 9646380166؛ چاپ دیگر با حروفچینی متفاوت: 1381؛ در 296 ص، شابک: ایکس - 964638028؛ موضوع: داستانهای کوتاه و نوشته ها و شعر شاعران آرژانتینی - امریکای لاتین - سده 20 م
نقل از بورخس: حکمت وداع: «کم کم تفاوتِ ظریفِ میان نگه‌ داشتن یک دست، و زنجیرکردن یک روح را یاد خواهی گرفت، این که عشق تکیه کردن نیست، و رفاقت اطمینان خاطر، و یاد می‌گیری که بوسه‌ ها قرارداد نیستند، و هدیه‌ ها، عهد و پیمان معنی نمی‌دهند، و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت، و سرت را بالا خواهی گرفت، با چشمان باز، با ظرافتی زنانه، و نه اندوهی کودکانه، و یاد می‌گیری که همه راه‌هایت را هم ‌امروز بسازی، که خاک فردا برای خیال‌ها مطمئن نیست، و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد. کم‌ کم یاد می‌گیری، که حتی نور خورشید می‌سوزاند، اگر زیاد آفتاب بگیری. پس باغ خود را می‌کاری، و روحت را زینت می‌دهی، به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد، و یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی، که محکم هستی، که خیلی می‌ارزی، و می‌آموزی و می‌آموزی، با هر خداحافظی، یاد می‌گیری». پایان نقل از: خورخه لوییس بورخس
به برهان ناآشنائیم به فرهنگی که، «بورخس» از آن مینالد، و ساز خویش نیز هماره خوش مینوازد، استعاره های ایشان را کمتر درمییابم، برای همین است شاید، با اینکه از خوانش و خواندن چندباره اش، لذتها برده ام، نمیدانم چرا؟ میخواهم بازهم کتاب را بخوانم. شاید بفهمم چه میگوید. روانشاد «گلشیری 1316 - 1379 هجری خورشیدی» که آخرین افزوده را بر کتاب بنوشته است، از خود میپرسند: «راستی نکند که بورخس، محصول رویای پدر کور خود باشد»؟ شاید هم به شیوه ی بورخس، بشود گفت: «آن که در باره ی بورخس مینویسد، بیشتر در مورد خود، یا آثار خود مینویسد». پس بگذارید دیدگاهم را بنگارم در باره ی متن بنوشتارهای خورخه: چه احساس زیبائی، وابستگی هماره هماورد آزادی ست. عشق در برابر رهایی ست. اما گویا تنها گنجشککان اینگونه اند، هم را دوست میدارند، ولی طرف را هرگزی بندی نمیکنند. برهانش اینکه آنگاه که از چیزی خوشت آمد، دلت میخواهد از آن تو باشد. دیگر او آزاد نیست. وقتی آزاد نیست، برایتان ارزشی ندارد، کس، برای به دست آوردنش با شما نمیجنگد. معادن را برای یافتنش نمیکاود. دریاها را در جستجوی او درنمینوردد. از برای صیدش، به عمق آبهای شور و شیرین و گرم و سرد سرک نمیکشد. مرواریدی که در موزه ای به تماشای دیگران گذاشته شده، هرگزی ارزش واقعی خود را نمینمایاند. اما آنگاه که درون صدف خویش است، و در قعر دریا تنها، آزاد است و از آن خود ست، و مالکی ندارد، چندین غواص، برایش نفس در سینه حبس میکنند، جانها بهای اوست. کلام «خورخه»، اوج شناخت حق دیگری ست. باید، سدی نبست، حتی به رود خشک نیز. وگرنه دیگر چشمه های زلال، جاری، نیلگون، و فیروزه ای نخواهد ماند و بود. آسمان را گویا از ایشان گرفته باشید، دیگر درخت بید، موی خود را با تماشا در آب جاری شانه نمیکند. از پا خواهد افتاد، و برکه ای خواهد شد، تا سمور آبی، شاید در آن به گشت و گذار بپردازد، و لانه بنا کند. واژه ی دوست، شاید از «دو تا است» تلخیص شده باشد، یعنی دو متفاوت، و وابسته در بعضی علائق به هم، البته به دلخواه هردو. آیا ما نیز چنینیم؟ «خورخه» بسیار ظریف اندیشیده، و دیده است. عشق را همراهی دیده. اگر هدیه ای هم باشد، باید بدون مناسبت و دلخواه هدیه دهنده و گیرنده، باشد. البته که بدون انتظار پرسش و پاسخ. نه آن بندی که ناخواسته شاید به پای دیگری میبندیم، با آن هدیه گوئیا. باید باغ خود را بکاریم، و روحمان را زینت همان باغ خویش کنیم، تا گردشگران، چون خرده های آهن به سوی آهن ربا، به سوی زیبائی چنین روحی گرد آیند. ا. شربیانی – تهران
Apr 26, 2008


Download Labirin Impian PDF Labirin Impian PDF
Download Labirin Impian ERUB Labirin Impian PDF
Download Labirin Impian DOC Labirin Impian PDF
Download Labirin Impian TXT Labirin Impian PDF



Read information about the author

Ebook Labirin Impian read Online! Jorge Francisco Isidoro Luis Borges Acevedo, usually referred to as Jorge Luis Borges (Spanish pronunciation: [xoɾxe lwis boɾxes]), was an Argentine writer and poet born in Buenos Aires. In 1914, his family moved to Switzerland where he attended school and traveled to Spain. On his return to Argentina in 1921, Borges began publishing his poems and essays in Surrealist literary journals. He also worked as a librarian and public lecturer. Borges was fluent in several languages. He was a target of political persecution during the Peron regime and supported the military juntas that overthrew it.

Due to a hereditary condition, Borges became blind in his late fifties. In 1955, he was appointed director of the National Public Library (Biblioteca Nacional) and professor of Literature at the University of Buenos Aires. In 1961, he came to international attention when he received the first International Publishers' Prize Prix Formentor. His work was translated and published widely in the United States and in Europe. He died in Geneva, Switzerland, in 1986.

J. M. Coetzee said of Borges: "He, more than anyone, renovated the language of fiction and thus opened the way to a remarkable generation of Spanish American novelists."


Reviews of the Labirin Impian


SETH

Why do you need to specify a phone?

LOUIE

This book is awesome!

HOLLIE

Poignant book.

FINLAY

Just a terrific book.

MARIA

An interesting book, Hard to tear down




Add a comment




Download EBOOK Labirin Impian by Jorge Luis Borges Online free

PDF: labirin-impian.pdf Labirin Impian PDF
ERUB: labirin-impian.epub Labirin Impian ERUB
DOC: labirin-impian.doc Labirin Impian DOC
TXT: labirin-impian.txt Labirin Impian TXT